بعدازمرگم برسنگ مزارم بنويس آشفته دلي خفته دراينخلوت خاموش كه او زاده غم بودوزغمهاي جهان گشته فراموش
دفتر خاطرات من
(دفتر خاطرات پر از نا امیدی ام)
یا رب سرنوشت هیچ کسی را اینجوری مثل من قرار نده که همه عمرم را با غم سپری کردم
دلم همیشه پر بود از درد و رنج
در زندگی ام هیچوقت رنگ شادی را ندیدم برای همینه میگم کی منو دوست داشت!!
با درد و محنت به دنیا آمدم و بی کس زندگی کردم و در غربت خواهم مرد...
یادم بماند برای یادآوری روزهای پر از سختی زندگیم
عکس من، بعد از خودم از دست روزگار ظالم شکایت کن و بگو چرا از تولد تا پیری هیچ رحمی به حال من نکرد..با غم و غصه قلبم را سوزاند...و حسرت لحظه ای شاد را بر قلبم گذاشت...
اگر قلبم را بشکافند خواهند دید، ای عزیزانم از دست زحم و نامهربانی روزگار و سرنوشت ،جز پاره ی گوشت پر از زخم و چرک چیزی نمانده...
|+|
برچسب: نویسنده: بردیا زمانی تاريخ: سه
شنبه
10 شهريور
1405 ساعت: 11:30