سلامی پر از قشنگترین احساسها که از قلب من سرچشمه میگیرد و مثل پروانه ای سبکبال
پر میگیرد و به پرواز در میاد و کوی به کوی و خانه به خانه
درب خانه های محل را میزند و بدنبالت میگردد
تا میرسد به درب خانه اتان...
با اولین زدن ضربه به درب و باز شدن آن نفس زنان و پریشان وقتی تو رو دید
با اولین نگاه چشمان قشنگت همه خستگی راه یادش میره
از اینکه رسیده کنار توی عزیز و دوست داشتنی
به جبران همه آرزوهایی که دارم خودشو در بغلت می اندازد و به اندازه و خواست و آرزوی دل
در آغوشت میگیرد ، پروانه پیام آور سلام من...
روی صورت پری مانند و گونه های سرخت مینشیند به اندازه خواسته دل و نفسهایم صورتت را نوازش میکند و هر از گاهی لبهایش را روی لبهای شیرینت میگذارد و نفسهای گرم و پر از عشق من را با نفسهای گرم تو در می آمیزد و تمام غمهایم را از یادم میبرد...
چقدر قدرت پیام این پروانه سبکبال زیاده
که احساس درونی و قلبی من است که با هزاران امید و آرزو
رسیده کنار تو و سلامم پاک و قشنگه مثل صورت بی ریا و مهربان تو...
پروانه ، احساس و خواسته درون من هست که با جسم و لاشه و روح تو آمیخته شد...
اولین باری که نگاه و روی مهربانت را دیدم
قلبم به تپش افتاد و عشق تو در درونم ریشه دواند
چونکه سیمای عشق را در چشمان معصوم و قشنگ تو دیدم
کاش در این لحظه میتونستی دستهایت را روی قلبم بذاری
آنوقت میفهمیدی که چه اندازه دوستت دارم...
میدیدی که چقدر ضربانش با سرعته و میخواهد از قفسه سینه ام بیرون بزند و بال در بیاورد
و بیاید خودش را در آغوش تو جا دهد...
آره دلم میخواهد در آغوشت بگیرد و لبانت را به حسرت نفسهای پر از عشق و دوست داشتنم با لب بگیرد...
و کاش تو هم میفهمیدی من چقدر عاشقتم
به اندازه پرستش . چونکه تنها چیزی که برای من مهمه عشق و دوست داشتنه
به معنای واقعی کلمه......
برچسب:
نویسنده: بردیا زمانی